کنار کسالت خیابان ها
خمیازه شبانه
دقیقه هارا می شمارم...
و چشم هیز تیر برق ها
از کلاه
تا بنا گوش کفش هایم
خنده جعلی صبح را
معنا می کند
انگار گم شده ام
انگار در تو، در اطرافم
در خیال سروده هام گم شده ام
تا خروس خوان
با خیال خسته چترم
و با دستان بریده باران
از زیر تمام سقف های نا ممکن
فرار رد پای آسفالت را
دبال می کنم
گویا کسی که نیست
حرف می زنم، زمزمه می کنم
کسی که نیست
راه می دوم
و کسی که نیست وُ کسی که نیست...
ما را در سایت واسه داشی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:16
ما را در سایت واسه داشی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:16
ما را در سایت واسه داشی دنبال میکنید
برچسب: خداجونم, نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:16
ما را در سایت واسه داشی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:16
ما را در سایت واسه داشی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:16